نوشتن نوعی تمرین شناختیِ منحصربهفرد است
تام زلر جونیور*
چه اتفاقی میافتد وقتی یکی از مهمترین فعالیتهای شناختی مغز را برونسپاری میکنیم؟ سرعت و گستردگیِ پذیرش هوش مصنوعی نشان میدهد که بشر تشنه این فناوری است. اما آنچه درباره این گذار و تحول، اهمیت ویژه دارد این است که «نوشتن» صرفاً یک فرآیند تولیدیِ ساده نیست. این ماجرا مثل جایگزین کردن خیاطیِ دستی با چرخخیاطی یا عوضکردن تشت و تختهشور با ماشین لباسشویی نیست. نوشتن نوعی تمرین فکریِ منحصربهفرد است. و برخی نگراناند که هوش مصنوعی، با خودکارسازیِ این تمرین فکری، آن را بهکلی از دایره توانمندیهای شناختی انسان حذف کند.
داشتن یک سخنور فصیح و زبردست در کنارمان ممکن است چنان فریبنده باشد که نتوانیم در برابرش مقاومت کنیم. البته این موضوع لزوماً بد نیست.
با تدابیر حفاظتی مناسب و با قوانینی که ایجاب میکند پیش از سپردن کارهای سخت به الگوریتمها حداقل مهارتی در نوشتن به دست آوریم، شاید هوش مصنوعی به تعبیری که برخی محققان گفتهاند، به یک «همکارِ قاعدهمند» تبدیل شود که این اتفاق مثبتی است. اما این احتمال نیز وجود دارد که تحتتأثیر شتابزدگیمان برای خودکارسازی زحمت نوشتن، شکل ارزشمندی از فشار و تلاشِ شناختی را از دست بدهیم. فرهنگی که دیگر با افکارش (هرچند با ناشیگری) کلنجار نمیرود و آنها را در قالب نثری ساختاریافته درنمیآورد، چهبسا درنهایت دریابد که اساساً افکارِ چندانی برای کلنجاررفتن ندارد.
سلیقهٔ آدمها برای انتخاب کتاب
رادیکا جونز**
سالها طول کشید تا فهمیدم جوایز معتبر فرهنگی را نه خدایان و الهههای الهام، بلکه آدمهای واقعی تعیین میکنند. برای همین، وقتی بنیاد جایزهٔ بوکر حدود دو هفته پیش فهرست بلند نامزدهای امسال را اعلام کرد، با علاقه سراغش رفتم. چیزی که بیش از همه توجهم را جلب کرد حضور پررنگ پنج داور در انتخاب کتابها بود.
داوران درواقع آخرین دروازهبانهای ورود به دنیای ادبیاتاند، چیزی که شاید در قرن بیستویکم خیلیها نمیپسندند. اما حالا که چتباتها دارند کمکم در همهچیز نقش راهنما و توصیهکننده پیدا میکنند، دیدن همین آدمهای واقعی و زنده در کنار کتابهایی که انتخاب کردهاند برایم خوشایند بود، چون اصل ماجرا همین سلیقهٔ شخصی و نگاه انسانی است.
در دنیایی که روزبهروز آدمهای کمتری کتاب میخوانند، ما کسانی که هنوز زیاد مطالعه میکنیم، برای پیداکردن کتابهای تازه و ارزشمند، چه برای نیازهای فوری و چه برای اینکه بفهمیم در آینده چه آثاری ارزش خواندن دارند، به جوایز ادبی متکی هستیم. جوایز ادبی درواقع نخستین راهنمایان انتخاب کتاب بودند، با این تفاوت مهم که انتخابکنندگان بر اساس سلیقه و قضاوت خودشان تصمیم میگرفتند، نه بر اساس تصویری الگوریتمی که یک سیستم از سلیقهٔ ما ساخته است.
*تام زلر جونیور؛ سردبیر مجله آندارک است. این یادداشت در واشینگتن پست | ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶ | Don’t quit this whole-brain workout منتشر شده است.
**رادیکا جونز؛ سردبیر سابق مجله ونیتیفر است و این یادداشت در نیویورک تایمز | ۹ اوت ۲۰۲۶ | Please Judge the Books I'm Reading منتشر شده است.
شما چه نظری دارید؟